تبلیغات
 
بسیج دانشجویی دانشکده علوم
مقام معظم رهبری : بسیج بیت الغزل سروده عشق است!
 
 

همه ی ما اسم جرج جرداق نویسنده شهیر مسیحی رو تو کتاب های ادبیات دبیرستان دیدیم ، که در ایران اون رو با کتاب " الامام علی ، صوت العدالة الانسانیه" به تر می شناسند.

همیشه به خودم می گفتم چه می شود که یه مسیحی این همه شیفته ی امیر ِ ما می شه و عمرش رو صرف نوشتن پیرامون شخصیت عزیز ِ ما می کنه؟

بماند که ما ،شاید حتی یکی از این کتاب ها رو هم نخواندیم... و حتی تر برای یک بار هم که شده کل نهج البلاغه امیر رو !!!

بگذریم...

متن زیر قسمتی از سرلوحه ی بیست و چهارم کتاب "سرلوحه های رضا امیرخانی" ه با عنوان "خانه ی عاشقان امیرالمومنین" که گزارشی است از دیدار با جرج جرداق.

 

ادامه را بخوانید...

_ من متولد 1926 هستم.در ده مرجعیون به دنیا آمده ام. دهی در ژنوب لبنان!دهی که اهل آن مانند سایر دهات اطراف ذوق اصیل ادبی دارند...

جالب است بدانید، برای شناخت لهجه ی لبنانی در میان لهجه های مختلف عربی ، کافی است به مخرجِ جیم دقت کنید.لبنانی ها از تلفظ جیم عاجزند و آن را "ژ" تلفظ می کنند.(این هم برای آن ها که خیال می کنند عرب ها گچ پژ ندارند!)جالب تر است که بدانید در لبنان اهل ده بودن ، نمودار اصالت است.کاملا به خلاف مملکت ما که هنوز لهجه مان برنگشته ، ادعای پای تخت نشینی می کنیم. یعنی آن ها به هیچ وجه دوست ندارند که خود را اهل عاصمه ی بلدشان ، بیروت بدانند.

استاد با ذوق اتیمولوژیکش ادامه داد:

من زاده ی مرجعیون هستم. یعنی محلی که در آن چشمه ها پیش می آیند.ده ما مملو از چشمه بود و من نیز کودکی مملو از شور.هر روز از مدرسه فرار می کردم و به یکی از این چشمه ها پناه می بردم. مدیر مدرسه و معلمان همواره به دنبال این کودک فراری بودند و هر روز به خانواده ام اعتراض می کردند. در این میان فقط برادرم حامی من بود.فواد جرداق.

_ همان فواد جرداقِ شاعر؟

_ بله! برادر بزرگ من فواد جرداق ، شاعر و لغوی بود.بسیار اهل مطالعه.اصلا هم او مرا به این وادی کشاند.هر زمانی که پدر و مادر ، معلم و مدیر معترض من می شدند ، از من دفاع می کرد و به من می گفت تو خارج از مدرسه بیش تر چیز یاد می گیری.حقیقت آن است که او بعد از این که پشت کار مرا در خواندن متون ادبی دید ، روزی کتابی قطور به من هدیه داد و گفت ، همه ی ادبیات عرب در همین کتاب خلاصه شده است...

_ نهج البلاغه؟!

_ آری!من نهج البلاغه را به دست می گرفتم و از مدرسه می گریختم و می رفتم در کنار چشمه ای . به صخره ای تکیه می دادم و غرق ِ دریای نهج البلاغه می شدم.

_ پس همین کتاب شما را با امیرالمومنین آشنا کرد!

_ نه! من تازه گرفتارِ ادبیات امام علی شده بودم. و نه گرفتارِ شخصیت امام.

_ فراموش نکنید که ما مسیحی بودیم و در دهی مسیحی نشین می زیستیم.پس خیلی به امام علی علاقه ای نداشتیم(ما کمی جا به جا می شویم و به هم می نگریم.اما استاد ادامه می دهد.)البته برادرم فواد هر وقت مهمان داشتیم اشعاری در مدح امیرالمومنین برای مهمان ها (ی مسیحی) می خواند و همین کمک می کرد به من! (معنای علاقه نداشتن هم فهمیدیم!)

_ چگونه به شخصیت جامع امیرالمومنین نزدیک شدید؟

_ وقتی رفتم دانشگاه هم زمان در دو رشته ی ادبیات عرب و فلسفه ی عرب تحصیل و بعدتر تدریس می کردم.در هر دوی این رشته ها مجددا با امام علی برخورد کردم ،به عنوان شخصیتی بزرگ در ادبیات و فلسفه.

_ تصمیم گرفتم یک تحقیق خیلی جدی بکنم پیرامون این شخصیت.از عقاد و طه حسین بگیر تا علمای شیعه.هر کتابی را که مرتبط با امام علی بود خواندم.با مطالعه ی این کتاب ها متوجه شدم که همه در مورد ولایت امام علی ، حقانیت یا عدم حقانیت او صحبت کرده اند.و شخصیت بزرگ او در این بحث ها گم شده است.چندان در حواشی مساله ی خلافت فرو مانده اند که چهره ی نورانی علی را ندیده اند. زمام داری علی را دیده اند اما انسانیت او مغفول مانده است.من سیراب نشدم. پس شخصیت بزرگ او را شکافتم.فقد بقرت عبقریته ! دوباره برگشتم به کنار چشمه های مرجعیون،عیون مرجعیون، و نهج البلاغه ی دوران کودکی.اما با روشی جدید.همه ی کتاب هایم پیرامون امام علی را همین گونه نوشتم...

_ استاد از اولین کتاب بگویید.صوت العداله الانسانیه...

_ اتفاقا ماجرایش خیلی زیباست.شما حتما خیال می کنید که با کمک مسلمانان این کتاب چاپ شد؟(سر تکان می دهیم . می خندد.)همان طور که متنش را می نوشتم ، سر دبیر مجله ی الرساله آمد و گفت به ما بده که شماره به شماره چاپ کنیم.من قبول نکردم.بعد از اصرار و الحاح فراوان او عاقبت دو قسمت از متن را به دادم. بلافاصله بعد از چاپ رییس کشیشان و راهبان فرقه ی کرملیه( از فرق مارونی مسیحی) گفت من خودم این را به هزینه ی خودم چاپ می کنم. طبیعتا خیلی خوش حال شدم.برای این که دیدم از دست این ناشر ها-که عمده شان واقعا دزدند- خلاصی یافته ام.

_ و بعد حتما مسلمانان شما را پیدا کردند!

_ خیر ! اتفاقا اولِ کار مسیحی ها فهمیدند و آمدند پهلوی من.ذوق زده و شادان.می گفتند تو عرب را سرافراز کرده ای. پول جمع کرده بودند و می خواستند پول چاپ کتاب را به من بدهند. گفتم این کتاب را با پول خودم چاپ نکرده ام و رییس رهبان کارملیه چاپ کرده.رفتند که به او پول بدهند. او گفت خجالت بکشید ، من این را چاپ نکرده ام. این پول راهبانی است که در این جا عبادت می کنند.ببرید این پول را بدهید به فقرا. بعد ها آن کشیش –رییس رهبان کارملیه- به من گفت من امام علی را دوست دارم و  از برکتِ او فقرای ما نیز به نوایی رسیدند.

_ عژیب!(ما نیز مانند لبنانی ها جای ج و ژ را عوض کرده ایم، از فرط تعجب!)استاد بالاخره مسلمانان چه کردند؟

_ اول از همه قاسم رجب – صاحب مکتبه ای در بغداد- کتاب را برد و طواف داد دور ضریح امیرالمومنین.اما بعد از او بعضی برادران شیعه این کتاب را بارها چاپ کردند و به من چیزی ندادند و متاسفانه حتی برای خرید کتاب خودم به کتاب فروشی ها می رفتم.

_ اکبر خلیلی که بزرگ جمع ما بود ، از جرداق سوال می کند که آیا تا به حال نجف رفته است یا نه؟

_ نه!تا به حال به نجف نرفته ام.(شگفتی ما را که می بیند، توضیح می دهد:) اما دو بار به کربلا رفتم برای سخنرانی، آنجا مقامِ (قبر ِ) امام حسین پسر ایشان را نیز زیارت کرده ام.

_ دوست ندارید که به زیارت امیرالمومنین مشرف شوید؟

_ راستش را بخواهید تا وقتی این مردک زمام دار است نه. صدام حقیقتا آدم کثیفی است.ننگ عرب است...

_ اکبر خلیلی مجددا به مصداق تعریف الاشیا باضدادها ، سوال می کند :

_ امام خمینی را چگونه دیده اید ؟

_ خمینی بزرگ ترین رهبر جهان اسلام بوده است.در میان معاصران.خیلی بالاتر از حتی ناصر.من بزرگی و عظمت و حتی علم امام خمینی را از اخبار می توانستم فهم کنم ، اما دو سال پیش که به ایران رفتم و خانه ی محقرش را دیدم ، چیزی عظیم تر در او یافتم، و آن نبود مگر صداقت و ساده زیستن و با مردم بودن...

ادامه دارد...





نوع مطلب :
برچسب ها : جرج جرداق، محبان امیر المومنین،

ارسال شده در تاریخ : جمعه 30 فروردین 1392 :: توسط : منتظر ظهور
درباره وبلاگ
...
سلام.این وبلاگ ،وبلاگ بسیج دانشجویی دانشکده علوم دانشگاه شیرازه.
اگه خدا قبول کنه قراره وبلاگمون به جایی تبدیل بشه که توش میتونیم از اعتقاداتمون دفاع کنیم .امیدواریم که خدای بزرگ هم توی این راه کمکمون کنه!
*هرگونه برداشت از مطالب این وب فقط با ذکر صلوات مجاز است!

مدیر وبلاگ: منتظر ظهور
منوی اصلی
موضوعات
آرشیو مطالب
مطالب اخیر
نویسندگان
پیوندها
پیوندهای روزانه
صفحات جانبی
نظرسنجی
نظرتون درمورد وبلاگ چیه؟





برچسبها
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
جستجو